السيد محمد حسين الطهراني
282
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
پيشين را گواه آوردهاند ، و نيز عمل بعضى از اروپائيان امروز را . باز هم به اصل سؤالها و جوابها كارى نداريم ، فقط مينگريم لوازم سخن نخستين را ؛ ايشان در دفاع از نظر نخستين خويش لازم ديدهاند كه در باب فطرى بودن و نبودن ، ملاكى را عرضه كنند كه به كار گرفتن آن ، سؤالات و جوابهاى تازهاى را پيش خواهد آورد . و من حيث المجموع ، فهم دينى جديدى را بنا خواهد نهاد . لا جرم به نظر ايشان همجنس بازى و شرب خمر و زنا و رباخوارى كه در اقوام گذشته رايج بوده و در اروپائيان امروز هم رايج است امرى خلاف فطرت نيست ، و بلكه به خودى خود نه خوبست و نه بد . و منعى ندارد كه در شريعتى حلال و در شريعت ديگر حرام گردد . و دين ( و بالاخصّ اسلام ) كه در نظر ايشان به معنى راهى است واحد براى رساندن فرد و جامعه به كمال لائق خويش ، و تمام احكامش به همين معنى فطرى است « 1 » اينك چهره ديگرى مييابد ؛ و معلوم مىشود كه كثيرى از احكام دين اسلام ميتوانست چيز ديگرى باشد و باز هم فطرى باشد . اينها همه نوعى دين شناسى است كه مناسبت دارد با نوعى انسان شناسى و جهان شناسى . يعنى تا مفسّرى از انسان و جهان و از مفهوم حُسن و قبح و از نيازهاى آدمى درك و شناخت خاصّى نداشته باشد نميتواند حكم كند كه ازدواج خواهر و برادر گاهى فطرى است و گاهى غير فطرى ؛ و يا نه فطرى است و نه غير فطرى . و باز معلوم مىشود كه : فطرى بودن احكام دين امرى است ابطال ناپذير تجربى ، و اثبات ناپذير تجربى . چرا كه به نظر ايشان در به دو خلقت انسان ، چون غرض شارع و مصلحت جهان ، تكثير نسل انسان بوده ، تزويج خواهر و برادر ( كه امرى است اعتبارى نه حقيقى ) مجاز و مشروع شده است ؛ و اينك چون چنان مصلحتى نيست
--> ( 1 ) ، علّامه طباطبائى ، « الميزان » ج 14 ، آيه 30 سوره روم ( تعليقه )